بسم الله
سلام بر مهدي فاطمه عج
قبل از هرسخن تخريب مجدد حرمين شريفين عسکريين را در سامرا به محضر بزرگوار حضرت امام عصر ارواحنا لمقدمه الفدا و مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهوري و ملت ايران و جهان اسلام تسليت عرض مي نمايم.
واما سخن اين ديداراز سلسله مباحث اخلاقي و موضوع مورد بحث حيا مي باشد.
حيا در لغت به معاني مختلف امده است از قبيل: شرم ،آزرم، هويدا گرديدن راز، زيستن و غيره…حيا در تعاريف علماي اخلاق عبارت است از: اجتناب از آن چه عقل و عرف نيز آن را زشت و ناپسند مي دانند. در ديگر تعاريف از حيا به نوعي انفعال و اتصاف نفساني و انزجار ازکار خلاف آداب براي جلوگيري ازکوتاهي کردن درحق ديگران،جهت حرمت شخص مقابل و مواجهه با آنچه آن را نقص مي دانند ،ياد شده است.
در تعريف امام صادق (ع) امده است: حيا ،نوري است که جوهر آن، سينه ايمان است، و يک حالت بازدارندگي و خويشتنداري در برابر هرچيزي که با توحيد و معرفت ناسازگاري داشته باشد، در انسان ايجاد مي کند.بنابر اين تعبير امام صادق اگر آدمي ببيند عملي،رابطه اي، برخوردي، لبخندي، يا نگاهي با توحيد همخواني نداشته باشد، آن را انجام نمي دهد. بحث در مورد جنس و ماده حيا و حالتهاي روانشناسي بماند براي بعد واما مبحث مورد نظر من حيا در گفتار مي باشد.که اميدوارم مورد توجه قرار گيرد و همگي به کارببنديم.
حيا در گفتار چيست؟
اصولا زبان داراي کاربردهاي گوناگوني است.علاوه بر اين که وسيله اي براي چشنده مزه غذا مي باشد، وسيله اي براي رد و بدل کردن يک سري اطلاعات مي باشد واما کاربردهاي مهم تر و رايج تري نيز دارد.يکي از اين کاربردها که اغلب به آن توجه نمي شود،تنظيم و تعديل حيا در ارتباطات است. در واقع نوع واژگان،نوع گويش و ترکيب سخن گفتن ميزان حياي انسان در گفتار را رقم مي زند.به تعبير قرآن کريم ازنوع گويش آنان، آنان را خواهي شناخت.(محمد، 47/30)
امام علي (ع) نيز فرموده اند: :سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا انسان زير زبان خويش نهفته است.(نهج البلاغه/حکمت 392)
تامرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد
در حقيقت حيا در گفتار،شخصيت و هنر افراد را جلوه گر مي سازد.حيا در گفتار با چند عامل نمايان مي شود: الف)حيا در استفاده از زبان
ب) بيان مطلب مناسب
ج) حيا نسبت به مخاطب
د)تذکر دادن
ه) درخواست کردن
و)بيان مسائل جنسي
ز)بيان طنز و فکاهي
ح) جذاب تر کردن رمان ها
ط)غنا و آوازخواني
در اين مبحث دوقسمت اول را توضيح ميدهم و مابقي بماند براي بعد
الف)حيا در استفاده از زبان
درحديث آمده است که حضرت موسي(ع) به خداوند عرض کرد: “پروردگارا! من شرمسارم از اين که با تو با زباني سخن بگويم که با ديگري صحبت کرده ام و حياي من ازتو مانع صحبت با ديگران مي شود”.
اگر ما نيز به ياد بياوريم که هر روز پنج مرتبه با همين زبان با خدا سخن مي گوييم،آيا ديگر هرگونه مطلبي را بر زبان جاري خواهيم ساخت؟خيلي بايد به اين مسئله دقت کنيم.
ب) بيان مطالب مناسب
در درجه اول محتواي کلام بايد از معاصي گفتاري چون دروغ،غيبت،تهمت، تمسخر، تخريب و هتک حرمت ديگران خالي باشد.با رواج حرمت شکني اعتماد اجتماعي از بين مي رود و ضربه محکمي به اجتماع و نظام وارد مي شود.هميشه بدانيم”حرمت مومن از حرمت خانه خدا(کعبه) بيشتر است.(خصال،ج1،ص27)
روايتي داريم که امام صادق (ع) دوستشان راگم کرده بودند و دنبال او مي گشتند.فردي نزد ايشان آمد و براي اين که فردي راکه امام دنبال او بود،خراب کند گفت: او نبطي است.حضرت فرمود: اصل هر فردي عقل او،نسل هرفردي دين او وکرامت او تقواي او
است و همه مردم در آدميت يکسان هستند.(بحارالانوار،ج75،ص202) پس آن مرد از اين که پشت سراو حرف زد،حيا کرد.
اين قدر حرمت مومن بالاست که امام کاظم(ع) مي فرمايند:گوش و چشم خودت را درمورد برادر ديني ات دروغگو بشمار! اگر پنجاه نفر نزدتو قسم خوردند، ولي خود آن فرد سخن ديگري گفت،اورا تصديق و ديگران را تکذيب کن.مبادا چيزي برزبان جاري کني که موجب خواري وي شود و مردانگي و آبروي اورا نزد ديگران از بين ببري که در اين صورت در زمره کساني خواهي بود که خداوند درباره آنان فرمود:بدرستي براي کساني که دوست دارند فحشا را درميان اهل ايمان پراکنده سازند،عذابي دردناک خواهد بود.(نور/24/19-کافي،ج8،ص147)
در درجه بعد سخن سبک و بدون وقار بر زبان جاري نسازيم. درشت گويي،فحش دادن، به زبان آوردن امور تحقير کننده و همچنين سخنان نامناسب،گفتاري است فاقد حيا، چراکه هرسخن جايي و هرنکته مکاني دارد. و روشن است که گزينش واژگان و کلمات نيز نقشي بسزا در نحوه بيان مطالب دارد. و بر عکس درمورد زنان چه بسا نرم و لطيف سخن گفتن با نامحرمان مخالف حياست.آن چنان که قرآن به زنان توصيه مي کند: صداهاي خود را خاضع و نرم نکنيد،چه بسا کساني که قلبشان مريض است تحريک گردند.(احزاب/33/32)
پس اي جامعه مجازي و غير مجازي در اين مسائل بسيار دقت کنيد و مواظب گفتار و کردار خود در ارتباطات خود باشيد.
منتظر نظرات و مثالها و نقدهاي ارزشمند شما دوستان هستم.
تا ديدار بعد ياحق

