بسم الله
سلام برمهدي فاطمه عج
مولاجان!صدمين مطلب وبلاگ رابه يادتو مي نويسم اميد آنکه بيايي….
“من براي چشم هاي عاشق و نرگسي تومي نويسم”
عمري است که
ميشناسمت
چشمهاى تو
ميزبان آفتاب صبح سبز باغهاست…

من براي سال ها مينويسم
*سال ها بعد که چشمان عاشق و نرگسي تو،
دلگويه هاي ظهوررادراين صفحات شيشه اي خواهندخواند *
معتقدم وبلاگهاهم عاشق مي شوند…
کسي چه مي داند؟! شايد… همين ايام هم اين سطرهارامي خواني…
پس درياب اين دل بيقرار را…
بياکه سخت چشم انتظارم…
اللهم عجل لوليک الفرج

